- بـه قـلـم شـمـا
- به قلم شما/ بررسی نظریه های پیرامون تاریخ ولادت حضرت زهرا (س)
- به قلم شما/ برشی از تفسیر المیزان ؛ خیر کثیر یعنی فاطمه(س)
- به قلم شما/ آیا در سال تولید ملی شرکت های بیشتری تعطیل خواهد شد؟
- به قلم شما/ خاطره ای از شهید مطهری: راننده ای که از روحانیت نفرت داشت
- به قلم شما/ دل نوشته ای برای کورش کبیر !!...
- به قلم شما/ ""بد حجابی زن از بی غیرتی مرد است""
- به قلم شما/ سالروز شهادت علی اکبر شیرودی؛ ستاره درخشان جنگهای کردستان
- نخستین جشنواره استانی وبلاگ نویسی دانشجویی استان قزوین
- به قلم شما/ از دست این جماعت ...
- به قلم شما/ پوستر مسابقات فرمول خون
- به قلم شما/ جایگاه حضرت فاطمه در کتب عالمان اهل سنت (۳)
- به قلم شما/ *ارسال ویژه* اینفو گرافی انجمن حجتیه جدید
- به قلم شما/ جایگاه حضرت فاطمه در کتب عالمان اهل سنت (۲)
- گزارش تصویری/جلسه شورای شهر،شهردار،ومدیران شهرداری قزوین،با(سید مرتضی حسینی وداود محمدی)
- به قلم شما/ پوستر شهید حسن حسین پور
- به قلم شما/ بلاژویچ هم پیرو خط امام شد!!!
- به قلم شما/ رتوش و رنگی و بازسازی تصاویر شهید سرلشگر عباس بابایی(2)
- به قلم شما/ مضرات نوشابه
- به قلم شما/ نظر حضرت آقا درباره تاریخ شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
- به قلم شما/ جایگاه حضرت فاطمه (س) در کتب عالمان اهل سنت (1)
به قلم شما/ حاشيه نشيني، تعريف،علل،مشكلات و راهكارها
نويد قائدي؛ مهاجرت بي رويه به شهرها و گسترش حاشيه نشيني در قرن گذشته و قرن اخير از معضلات مهم شهرهاي بزرگ جهان،بخصوص در كشورهاي در حال توسعه مي باشد،كه پيامدهاي سياسي، اجتماعي،اقتصادي و امنيتي متعددي به دنبال داشته است.اين دو پديده جمعيتي و شهري اگر در راستاي هم قرار گيرند و به هم پيوند بخورند،قطعاً مشكلات و پيامدهاي منفي مضاعفي را براي يك جامعه بخصوص شهرهاي بزرگ به دنبال خواهند داشت.
از آنجايي كه علل حاشيه نشيني را نميتوان خارج از چارچوب علل مهاجرت ـ بخصوص مهاجرت روستا به شهر ـ بررسي كرد، ميبايستي آنها را به طور توأمان مطالعه نمود. چرا كه از يك طرف عوامل دافعه در روستا موجب تخليه اين واحدهاي جمعيتي و مولد ميگردد و از طرف ديگر عوامل جاذبه آنها را به سوي شهرها كشانده و سربار جامعه شهري مي نمايد.براي بررسي نقش اين فرآيند در مسائل شهري و بخصوص امنيت اجتماعي شهرها لازم است دلايل مهاجرت، تيپ مهاجران و خصوصيات آنها و همچنين وضعيت مناطق حاشيه نشين شهرها،ساكنان آنها و بررسی راهکارهایی جهت رفع مشکلات آنها و کاهش این پدیده مورد توجه قرار گيرند.چرا كه بخش اعظم بزهكاري ها، جرم هاي مشهود و نامشهود و جناياتي كه در اين كانونهاي جمعيتي اتفاق ميافتد و يا ساكنان آنها در سطح جامعه مرتكب ميشوند،ناشي از ساختار فيزيكي، فرهنگي،جمعيتي و اقتصادي اين نواحي و ساكنان آنها ميباشد.حاشيه نشينان داراي وضعيت اجتماعي و اقتصادي نامناسبي بوده و بندرت جذب ساختارهاي مدرن شهري ميشوند. برداشتها و روحيات آنها،نحوه برخورد و رفتار شهروندان ديگر با آنها، عدم توجه مسئولان سياسي و خدماتي شهرها به آنها گاهاً موجب ايجاد روحيه عصيان ورزي ،نارضایتی و حس انتقام در آنها شده كه اینها را به صورت رفتارهاي نابهنجار و مشكل آفرين بروز ميدهد.بررسي نظريات مربوط به آسيبشناسي شهري و اكولوژي جرايم شهري و خشونت ها و نا آراميهاي شهري و انطباق آنها مبين ارتباط مستقيم بين ويژگيهاي مهاجر و حاشيه نشين با بزهكاري و كاهش ضريب امنيتي شهرها مي باشد.
تعريف حاشيه نشيني
حاشيه نشيني از ديدگاه صاحبنظران مختلف بصور گوناگون تعريف شده و هر گروهي از ديدگاهي خاص به آن پرداختهاند:حاشيهنشيني از لحاظ جامعهشناسي يك شيوه ي زندگي است،خرده فرهنگي با مجموعهاي از ارزش ها و هنجارها كه در محلهايي نامناسب و در يك انزواي اجتماعي با پارامترهاي بهداشتي و رفتاري پايين شکل گرفته اند.برخي پژوهشگران از ديدگاه اكولوژي شهري تلاش نمودهاند با توجه به بافت فيزيكي شهر،به توجيه آن بپردازند، گروهي ديگر حاشيه نشيني را نوعي مسكن اطلاق مينمايند كه افراد بدون اجازه و يا پرداخت اجاره بها،مكانها را اشغال نموده و آن را پناهگاه خويش قرار دادهاند،بعضي ديگرحاشيه نشيني را معادل مفهوم محله ای با كوچههاي كثيف يا مسكن های انحطاط يافته و غيرمعمولي در نظر گرفتهاند، همچنين بعضي ها معتقدند:حاشيهنشينان كساني هستند كه در سكونت گاه هاي غير متعارف همراه با ساكنان بافت اصلي شهر زندگي ميكنند.اين افراد بيشتر بر اثر نيروي دافعه زادگاه خود و كمتر تحت تأثير نيروهاي جاذب شهري ترك وطن نمودهاند، و چون اكثريت آنها بيسواد و فاقد مهارت لازم براي جذب در بازار كار شهري هستند، عامل (پس راني شهري) آنها را از شهر به حاشيه سوق ميدهد يا ابراز شده كه حاشيه نشين كسي است كه در محدوده اقتصادي شهر زندگي ميكند، اما جذب نظام اجتماعي ـ اقتصادي شهر نشده است.در كشورهاي توسعه يافته اين مسئله مولود نا برابري ها و تبعيضات نژادي ميباشد، مانند محلات سياهان يا آسيائي ها در آمريكا. ولي در كشورهاي توسعه نيافته اين پديده معلول رشد سريع و ناهماهنگ اقتصاد و فزوني دوگانگي هاي اجتماعي ـ اقتصادي و نابرابري هاي مكاني بين مناطق مختلف اين كشورها ميباشد.از ديدگاه جغرافياي شهري، حاشيهنشيني، آلونك نشيني و زاغه نشيني نيست، بلكه يك روند است، روندي كه عدهاي در حاشيه يك شهر زندگي ميكنند كه ممكن است مرفه يا فقير باشند.در حواشي فقيرنشين ممكن است آلونك، زاغه، كپر، زيرزمين، چادر، اتاق، گرگين، اتاق حلبي و… به عنوان انواع مساكن وجود داشته باشد.زاغهنشين يا حاشيهنشين به كسي گفته ميشود كه از روي فقر در مكاني به نام خانه، سواي خانههاي عادي و متعارف شهري زندگي ميكند. اين مفهوم با مناطق فقيرنشين شهر تفاوت دارد. مناطق فقيرنشين شهري معمولاً در نتيجه صنعتي شدن بوجود آمدهاند و به مناطقي از شهرها اطلاق ميشود كه قديمي بوده و بصورت مخروبه هستند و معمولاً داراي تراكم جمعيت زياد مي باشند. در حالي كه حاشيه نشيني مربوط به خانه هايي است كه با مصالح نا مناسب و غيرمتعارف و در كناره هاي شهرها ساخته ميشوند.آنچه ميتوان روي آن تأكيد نمود اين نكته است كه اين مناطق داراي مساكن نا متعارف و متفاوت با ساير نواحي شهر، از نظر مصالح و نوع مساكن هستند.ساكنان اين نواحي از نظر شاخص هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در پايين ترين سطح جامعه شهري هستند. آنها تنها منشأ روستايي ندارند، بلكه گروهي از آنها، شهرنشيناني هستند كه به دلايلي مانند: عدم تمكن مالي،نا آشنايي با مناطق شهر،جابجایی هاي داخل شهر از اين نواحي سر در آورده اند و يا مجرمینی كه اين مناطق را حاشيه امن براي فعاليت هاي خود ميدانند.
مفهوم حاشيه نشينی
مفهوم حاشيه نشينی معمولاً به موقعيتی به از نابرابری اطلاق می شود که در آن طبقات مسلط اقتصادی - سياسی به طور منظم و مداوم ،گروه ها و طبقات تحت نفوذ حاکميت خود را از برخورداری منابع ، منافع و امتيازات عمده اقتصادی ، اجتماعی وسياسی محروم می دارند . موانع پيش پا گذاشته شده باری جدايی گروه های حاکم و محکوم اقتصادی و سياسی نابرابری ها را دائمی کرده و اقشار پايين را به لحاظ اقتصادی ، سياسی و اجتماعی حاشيه نشين می کند. حاشيه نشينی در معنای عام شامل تمام کسانی است که در محدوده اقتصادی شهر ساکن هستند ولی جذب اقتصاد شهری نشده اند . جاذبه های شهر نشينی و رفاه شهری اين افراد را از جايگاه خويش کنده و به سوی قطب های صنعتی و بازار های کار می کشاند.کثر آنها مهاجرين روستايی هستند که به منظور گذران بهتر زندگی راهی شهر ها می شوند. برخی از انديشمندان حاشيه نشينی را مجموعه ای معين از مساکن بی دوام و غير بهداشتی ساخته شده از سوی مهاجران جديدی می دانند که محيط روستايی را در شهرها آفريده اند ، چنين تعريفی از حاشيه نشينی محصول مهاجرت روستائيان به شهرها می باشد. سبک ساختمان سازی در مناطق حاشيه نشين با هيچ نوع مورفولوژی مسکن روستايی والبته شهری همخوانی نداشته و ندارد و شيوه های خاص از معماری حاشيه ای را نشان می دهد که به هر دو شيوه معماری شهری و روستايی در عين داشتن شباهت های نسبی ، بيگانگی آشکاری دارد و می توان بقول بعضي ها از آن به عنوان (معماری برزخی ) ياد کرد .
حاشيه نشينی در کشورهای توسعه يافته و در حال توسعه
الف- حاشيه نشينی در کشور های توسعه يافته : به لحاظ تاريخی اولين مناطق حاشيه نشين در کشور های توسعه يافته و به خصوص ممالک اروپايی گتوهای يهودی نشين بوده اند. در سده های ميانه چون يهودی ها همواره با دشمنی جامعه روبرو بوده اند به الزام قانون مجبور شدند در محله های جدايی به به نام گتو سکونت گزينند . اين گتوها بارزترين نوع زاغه نشيی قرون وسطی محسوب می شود که نخستين بار در اوايل قرن 14 ميلادی در اسپانيا و پرتغال و در سال 1556 ميلادی در روم تشکيل شد .لوئس مامفورد در زمینه زاغه نشينی در شهر های قرن هفده چنين می گويد : فشار طبقات برای جا و مکان بر قيمت زمين خاصه در مراکز ساسی يا پايتخت های اروپا افزود . تراکم و انبوهی بسيار ، نبود زمين بازی کودکان ، بی نوری ، هوای کم ، فقدان تاسیسات و تسهيلات ، اجاره بالا و اقامت در محله های فقير نشين برای بخش اعظم شهر خصيصه اصلی شهر قرن هفدهم گرديد حاشيه نشينی در کشور های توسعه يافته هم به لحاظ ريشه های تاريخی عوامل به وجود آورنده و هم به لحاظ توزيع فضايی و ساختار کالبدی و اجتماعی آنها با نوع جهان سومی آن متفاوت بوده است .
ب- حاشيه نشينی در کشور های در حال توسعه : شايد بتوان به درستی سابقه حاشيه نشينی در کشور های در حال توسه را تبيين نمود . ريشه های تاريخی اين پديده همچون ساير جوامع به دوران های پيشين باز می گردد . به لحاظ تاريخی در بعضی از کشور های در حال توسعه کنونی نظير کشور پاکستان ، قدمت حاشیه نشینی به زمان شهر های باستان می رسد چنان که در شهر موهنجودارو وجود زاغه نشينی به اثبات رسيده است .حاشيه نشينی به مفهوم امروزی آن ، در جوامع توسع نيافته از زمان شروع استعمار گری در آنها ماهيت وجودی خود را پيدا می کند که آن را می توان ناشی از تاثيرات مستقيم سياستهای اقتصادی و اجتماعی جوامع استعمار گر در کشور های تحت سلطه دانست که با حضور پرتغالی ها در قرن شانزدهم در قاره های آفريقا و آمريکا و سپس در قرن هفدهم با استقرار اغلب کشور های استعمار گر اروپايی در قاره کهن آسيا ، حاشيه نشينی در چهره شهر های جوامع در حال توسعه امروزی سيمای حقيقی خود را نشان می دهد .اجرای برنامه های نو استعماری در کشورهای جهان سوم تحت عنوان برنامه های توسعه ، در راستای شکست ساختار اجتماعی و اقتصادی سنتی اين گونه کشورها عمل کرده و به همراه خود پديده شوم حاشيه نشينی را به ارمغان آورده است. بعنوان مثال وضعيت حاشيه نشيني در دو كشور هند و كنيا بعنوان مثال جهت روشن شدن بهتر موضوع ذكر مي گردد :الف- هندوستان: سکونتگاه های حاشیهای بسياري در اطراف شهرهای هند وجود دارد كه یکی از این آنها شهر کلکته است. در نزدیکی دانشگاه کلکته منطقهای فقیر نشین پس از سکونتگاههای طبقه متوسط نزدیک خطوط راه آهن دیده میشود. کلبه های حصیری با سقف سفالی ، که زمین آنها خاکی است. کلبهها بسیار نزدیک به هم ساخته شده اند به طوری که فاصله بین دو کلبه به اندازه یک متر یا کمتر است. مردم در اطراف کلبه ها مشغول خردکردن چوب و آشپزی روی آتش و خرید و فروش هستند. شرایط زندگی بسیار ابتدایی و نامساعدي در اين منطقه ديده مي شود ،ب- کنیا: نایروبی شهر زیبایی است با بناهای مدرن و درختان پرگل اما حدود 4 مایل از مرکز شهر در کنار رودخانه ماتار حدود 100000 تا 200000 نفر سکونت دارند كه در این منطقه فقیرنشين ، خانهها نزدیک به هم ، و بطور نامرتب از گل و حصیر ساخته شده ، و سقف خانه ها از چوب یا فلز است. راه های این منطقه خاکی بوده و زباله در همه جا انباشته شده اند. بچه ها در خاک بازی میکنند و اهالی ، روستاییان مهاجری هستند که کار مناسبی در شهر پیدا نکرده اند. کارهای غیر قانونی در میان آنها رواج دارد و میزان دستگیری آنها توسط پلیس زیاد است. هیچ نوع خدمات شهری در این ناحیه دیده نمیشود و سطح زندگی بسیار ابتدایی است.
بيشينه حاشيه نشيني در ايران
در ايران بعد از وقوع اصلاحات ارضی دوره پهلوی ، اين پديده نمایان گردید ، در يک بررسی گسترده که در سال 1351 در مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعی دانشگاه تهران صورت گرفت مشخص شد که 91 درصد از سرپرستان خانواده های حاشيه نشين در تهران روستايی بودهاند 72 درصد آنان قبلاً دهقان محسوب می شدند و 59 درصد خرده مالک بودهاند . همچنين يافته های پژوهشی مشابه در سال 1345 نشان داد که 62 درصد از حاشيه نشينان تهران کارگر ساده، 12 درصد کارگر نیمه ماهر 14 درصد کارگر ماهر بودهاند.اين موارد تا حدودی نشانگر ابعاد حاشيه نشينی در ايران پيش از انقلاب بود، در آن سال ها به دليل اصلاحات ارضی و همچنین عدم کارائی اقتصاد کشاورزی روستاها، موج مهاجرت های گستردهای به شهرهای بزرگ رخ داد که به نمود يافتن زيست حاشيه وی منجر شد.اما اين روند در ايران پس از انقلاب نيز با گستردگی بيشتری ادامه يافت، موج مهاجرت و در کنار آن رشد بي وقفه جمعيت نيز به مثابه علتی ثانويه که باعث رقابت شديد برای تسلط بر امکانات شهری گرديد موجب شد تا حاشيه نشينی، در قامت يک معضل ملی رخ بنماياند.براساس مطالعات جامعهشناختی، 67 شهر کوچک و بزرگ کشور در 16 استان در سال 1380 (بدون احتساب تهران، آذربایجان شرقی و مرکزی) با پديده حاشيه نشينی مواجه هستند، در اين محدوده ها که بيش از دو ميليون نفر ساکن هستند، تراکم جمعيت مناطق حاشيه نشين به طور متوسط حدود 200 نفر در هکتار است.همچنين مطابق با برآوردهايی که در پژوهش حاشيه نشينی در ايران توسط مرکز مطالعات و تحقيقات معماری شهرسازی ايران، صورت پذيرفت، جمعيت حاشيه نشينی در 10 شهر بزرگ ايران نظير تهران، مشهد، شيراز، اهواز حدود 5/3 ميليون نفر تخمين زده شد که اکنون قطعاً بسيار بیشتر از اين رقم است.
انواع حاشيه نشینی
الف) حاشيه های درون شهری : اين حاشيه ها معمولا در بخش های قديمی تر شهرها ديده می شوند.اين قسمت از شهر در گذشته وضعيت مطلوب و سامان يافته ای داشته ، ولی به تدريج شريط آن ها نامناسب شده و ساکنان آن به نقاط بهتر و جديدتری از شهر رفته و در آن جا سکنی گزيده اند.{مانند بافت فرسوده و قديمي اطراف حرم امام رضا(ع) } در شهر مشهد ، بافت منطقه عامري و راهنمايي در اهواز .هالدر حاشيه های درون شهری را اين گونه تعريف می کند: منطقه ای با وسعت بيش از 70 متر مربع که برای مقاصدی همچون خانه های محقر و کلبه مانند جهت سکونت انسانی استفاده می گردند.
ب) سکونتگاهای غير قانونی : سکونتگاه غير قانونی ، يک منطقه مسکونی است بدون مطالبه قانونی برای دريافت زمين و يا اجاره از سوی مقامات مربوطه برای ساختن خانه ، توسعه يافته است. در غرب از لحاظ تعریف ، زاغه درون شهری به شرايط سکونتگاه اشاره می کند ، در حالی که يک سکونت گاه غير قانونی به موقعيت قانونی آن اشاره می کند.
مشخصات مناطق حاشيه نشين
سکونتگاه های انسانی اعم از شهری و روستايی دارای مشخصات ويژه ای از لحاظ خصوصيات کالبدی مساکن ويژگی های اجتماعی ،ويژگی های اقتصادی و غير می باشند.مناطق حاشيه نشين به عنوان نوعي ازسکونتگاه های شهری دارای مشخصات ویپزه ای می باشند .شايد بتوان بطور كلي مشخصات مناطق حاشيه نشين را بدين شرح تقسيم بندی نمود :
1- سيما : عمده ترين نماد جهانی حاشيه نشينی و زاغه نشينی سيمای نامطلوب آن است که احساس وجدان و ديدگان آدمی را می آزارد ، كه در آن ساختمان ها بصورت تخريب شده و فرسوده نمايان هستند .
2- بهداشت و سلامت : حاشيه نشين ها و زاغه ها از بهداشتی و درماني داراي سطح پائيني بوده و معمولاً از لحاظ ارائه خدمات بهداشت عمومی بسيار ضعيف هستند، همچنين از ويژگی های حاشيه نشينی نرخ بالای مرگ و مير در آن است .
3- سطح در آمد: حاشيه نشينی ناحيه ای فقير است و توسط گروههای با حداقل عايدی اشغال گرديده است.
4- اجتماعی : به لحاظ اجتماعی ، حاشيه نشينی فاقد نظم و سازماندهی بوده و ممکن است ناحيه ای با جرم و جنايت و فساد بالا باشد .
5- تراکم : حاشيه نشينی ناحيه ای با مسکن متراکم ، يا مساکنی با تراکم مردمی بالا و يا در شرايطی حادتر استيلای هر دو حالت فوق بر حاشيه نشينی است .
6- مناطق حاشيه نشين شهرک های چسبيده به شهر با مواد و مصالح کم دوام ساختمانی هستند.
7 - واحد های مسکونی رو به ويرانی ،فرسوده با تجهيزات ناقص يا تقريبا هيچ گسترش دارند.
8- تسلط فرهنگ فقر و انعکاس آن در رفتارهای اجتماعی مردم حاشيه نشين مشهود است .
9- فقر اقتصادی در تمامي ابعاد زندگي آنها ديده مي شود.
10- گوشه گيری مردم از اکثر جريان های شهری نمايان است.
11- عدم توجه و بی اعتنايی سازمان های مسئول به احتياجات حاشيه نشين ها در يك ديد مشخص مي گردد.
علل حاشينه نشيني
سيل مهاجران به شهر، اين پديده را بايد جزئي از فرايند كلي گرايش به شهر دانست. بسياري از محققين علل مهاجرت و به تبع آن علل حاشيه نشيني را در چارچوب الگوي (دفع و كشش) بررسي نمودهاند. كه فرد نسبت به دافعه هاي روستا يا محيط قبلي خود واكنش نشان داده و آن را ترك ميكند و جذب جاذبه هاي شهري ميشود و يا حداقل خود را به سرنوشتي نامعلوم ميسپارد و بدون توجه به آينده خود در شهرهاي بزرگ، محيط روستا يا شهر خود را ترك مينمايد.شايد نخستين علت هاي حاشيه نشيني در سطح كلان را بايد ساختاري دانست كه در آن بين شهر و روستا (مركز و پيرامون) ساز و كار تبعيض آميز و فقرزا بر پايه توزيع ناعادلانه ثروت و امكانات در جريان است كه باعث عدم تعادل هاي منطقه اي و محلي مي گردد. بطوري كه توجه به فضاي برگزيده شهرهاي بزرگ و محلات ثروتمندان در برابر ساير نواحي زيست فعاليت باعث حركت جمعيت مهاجر به سوي شهرها و نواحي برگزيده مي شود.مهاجران براي يافتن كار و سرپناه به سوي شهرهاي بزرگ سرازير مي شوند و تقاضاي ناگهاني براي اسكان خود در نواحي محدودي به وجود مي آورند. اين تقاضا باعث افزايش قيمت مسكن، كاهش ذخيره مسكن، نارسايي خدمات شهري و اشباع شبكه هاي زيربنايي مي شود. در چنين شرايطي مهاجران كم درآمد توان استفاده از بازار رسمي زمين و مسكن را نداشته و با اصرار بر لزوم استقرار در همان شهر، محلات حاشيه شهر را در بازار غيررسمي زمين و مسكن تهيه و بصورت غيرقانوني و با عدم رعايت اصول اوليه شهرسازي اقدام به ساخت مساكن غيراستاندارد و عمدتاً نامطلوب مي كنند از طرفي جاذبه هاي اغواكننده شهري و پيش روي جهان به سوي شهري شدن از جمله ديگر عوامل مهاجرت به شهرهاي بزرگ مي باشند. نخستين علت حاشيه نشيني در سطح كلان را بايد ساختاري دانست كه در آن بين شهر و روستا (مركز و پيرامون) ساز و كار تبعيض آميز و فقرزا بر پايه توزيع ناعادلانه ثروت و امكانات در جريان است كه باعث عدم تعادل هاي منطقه اي و محلي مي گردد. بطوري كه توجه به فضاي برگزيده شهرهاي بزرگ و محلات ثروتمندان در برابر ساير نواحي زيست فعاليت باعث حركت جمعيت مهاجر به سوي شهرها و نواحي برگزيده مي شود. مهاجران براي يافتن كار و سرپناه به سوي شهرهاي بزرگ سرازير مي شوند و تقاضاي ناگهاني براي اسكان خود در نواحي محدودي به وجود مي آورند. اين تقاضا باعث افزايش قيمت مسكن، كاهش ذخيره مسكن، نارسايي خدمات شهري و اشباع شبكه هاي زيربنايي مي شود. در چنين شرايطي مهاجران كم درآمد توان استفاده از بازار رسمي زمين و مسكن را نداشته و با اصرار بر لزوم استقرار در همان شهر، محلات حاشيه شهر را در بازار غيررسمي زمين و مسكن تهيه و بصورت غيرقانوني و با عدم رعايت اصول اوليه شهرسازي اقدام به ساخت مساكن غيراستاندارد و عمدتاً نا مطلوب مي كنند از طرفي جاذبه هاي اغوا كننده شهري و پيش روي جهان به سوي شهري شدن از جمله ديگر عوامل مهاجرت به شهرهاي بزرگ مي باشد. بعضي ديگر از اين عوامل بصورت تيتر وار عبارتند از : پيشرفت و توسعه سيستم هاي حمل و نقل و سهولت جابجايي حاشيهنشينان با مراكز شهرها، انزواطلبي فرهنگي مهاجران، بدليل عدم انطباق با الگوها و ارزشهاي فرهنگي جامعه شهري، عدم تمكن مالي و افزايش قيمت زمين و مسكن و اجارهبهاء در ساير مناطق شهر،جدايي گزيني اقليت هاي مذهبي و قومي، فرايند صنعتي شدن كه موجب تحولات زيادي در زندگي اجتماعي شده و شكاف عميقي را بين جنبههاي مادي و غيرمادي فرهنگ ايجاد نموده است،عدم پيش بيني صحيح تعداد جمعيت مهاجر و بسترسازي مناسب براي اسكان و اشتغال مهاجران كم درآمد،كم خردي برنامه ريزان شهري در زمينه پيش بيني فضاي مسكوني مناسب براي اقشار كم درآمد و تصويب استانداردهاي حداقل تفكيك زمين خارج از توان مالي اقشار كم درآمد،دسترسي ناچيز اقشار كم درآمد به منابع مالي و وامهاي خريد يا بهسازي مسكن بويژه شاغلين در بخش اقتصاد غيررسمي، نبود نظارت صحيح در زمينه كنترل ساخت و سازها و وجود افراد قانون شكن در بدنه شهرداري كه بدليل روابط فاميلي يا گرفتن رشوه اجازه ساخت و ساز سريع را به حاشيه نشينان جديد مي دهند، وجود سوداگران و دلالان زمين كه با واگذاري غيرقانوني زمين هاي كشاورزي حاشيه شهرها سهم مهمي در ايجاد حاشيه نشيني دارند، فقدان نهادها و سازمانهاي مردمي براي تجهيز فقرا براي ساختن مساكن مناسب نظير سازمانهاي غيردولتي.
ضرورت رفع مشكلات حاشيه نشين ها
اصل 19 تا 42 فصل سوم قانون اساسي به حقوق شهروندي اختصاص دارد. در اصل 19 به حقوق مساوي مردم ايران از هر قوم و قبيلهاي اشاره مي کند که رنگ، نژاد و زبان سبب امتياز نخواهد بود.همچنين در اصل 20 قانون اساسي بيان شده همه افراد ملت اعم از زن و مرد در برابر حمايت قانون، يکسان هستند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند.در اصول 29 و 30 قانون اساسي نيز به برخي از وظايف دولت در برابر يکيک افراد اشاره شده است و اگر كمكي جهت حل اين مشكلات نشود بعنوان مثال مكان هاي حاشيه نشين به محلهاي امن براي مجرمان مبدل ميشود.مجرميت، فرزند نامشروع فقر و بيکاري افزون مي گردد. برخي مي گويند حاشيه نشيني ناشي از نوعي بيعدالتي در توزيع امکانات و ثروت و ناديده گرفتن حقوق برخي از مردم باشد و اگر حقوق شهروندي آحاد جامعه به صورت برابر مورد توجه قرار مي گرفت ،شايد امروز ديگر شاهد پديده حاشيه نشيني نبوديم شايد اين پديده ريشه در ضعف کارکرد دولت ها دارد.بايد پذيرفت حاشيه نشينها بخشي از جامعه بوده و ذي حق هستند.دولت بايد بخشي از درآمدهاي حاصل از ماليات را در سال به رفع معضل حاشيه نشيني اختصاص دهد و در پايان هر دوره نيز نتيجهگيري کند. تقسيم برابر امکانات از سوي دولت راهکار اصلي براي رفع حاشيه نشيني است و در غير اين صورت حاشيه نشيني همچنان سبب بروز اعمال مجرمانه ميشود. نهادهاي نظارتي براي جلوگيري از مبدل شدن محل هاي حاشيه نشين به محيطهاي جرمزا بايد تلاش مضاعف نمايند زيرا نيروي انتظامي به تنهايي توانايي رفع اين معضل را ندارد و فقط بخشي از عکس العملهاي پديده حاشيه نشيني را ميتواند تحت نظر داشته باشد. هر چند حضور پليس در اين مکانها مفيد است اما تجربه نشان داده که در سال هاي متمادي با برخورد پليسي محض، امنيت پايدار در جامعه برقرار نميشود.رئيسي لذا با داشتن با ديدگاه کلان و سازمان يافته مي توان گام هاي مثبتي در جهت رفع چرخه حاشيه نشيني برداشت.سامان يافتن اين امر با تمامي قواي حكومت امکان پذير است.همچنين حاشيه نشيني و زيست حاشيهاي واقعيتي است که امکان از بين بردن آن بدون توجه به معلولها وجود ندارد،از اين رو بايد به اين سمت حرکت کرد که زيرساخت هاي لازم شهري، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در آنها توسعه يافته و نهادينه شود. براي رفع هر معضلي بايد علل اصلي بروز آن به طور علمي و واقع بينانه مورد جست و جو و کنکاش قرار گيرد تا راه حل و تلاش ها براي برطرف کردن اين علل از شانس بيشتري براي موفقيت برخوردار باشند . در نهايت بدليل اينكه اسکان غيررسمي، حاشيه نشيني و زيست حاشيهاي پديده هايي هستند که رشد بالاي جمعيت و تأثيرگذاري آن بر توسعه شهرها و سكونتگاه هاي پيرامون، تشديد مهاجرت بر اساس نداشتن صرفه اقتصادي فعاليتها در بـخـش كشاورزي ، ويراني روستا ها، رشد شتابان كلانشهر ها و تمرکز امکانات و فرصتهاي اقتصادي، اجتماعي، بهداشتي، آموزشي بيشتر در آنها، ناموزوني شديد برنامههاي توسعه و اجراي ناموفق برنامهها ، کاستي هاي برنامه ريزي در بخش شهري و مسکن به علاوه جنگ، خشکسالي، زلزله و سيل و... در بروز آن نقش دارند و اين عوامل در نهايت موجب شده است تا در مجاورت شهرهاي بزرگ و حتي در متن آنها مناطق و محلههاي حاشيه نشين و زيست حاشيهاي به وجود آيد . لذا با دانستن اين واقعيت ها و دانستن مشكلات و معضلاتي كه اين پديده به همراه خواهد داشت لازم و ضروري است كه به اين موضوع بطور خاص و ويژه رسيدگي و برنامه ريزي لازم صورت پذيرد.
راهكارهايي جهت رفع مشكلات حاشيه نشيني
براي رفع معضل حاشيه نشيني بايد داراي استراتژي هاي بلندمدت و كوتاه مدت قابل طرح ريزي و اجرايي بود. بدون استراتژي بلند مدت در زمينه توسعه و تغيير بنيادين ساختار اقتصادي جامعه خصوصاً گرايش به توليد و حذف واسطه گري و اصلاح الگوي مصرف جامعه نمي توان معضل حاشيه نشيني را ريشه كن كرد. با توجه به اينكه حاشيه نشيني بعنوان يك معضل جهان شمول مطرح مي باشد لذا چاره اي جز ساماندهي اين مناطق براي دولت ها باقي نمي ماند اين رهيافت بعنوان يك استراتژي كوتاه مدت تلقي مي گردد.در ذيل تيتر وار و به اختصار مورادي در دو بخش كلي (در 5 بخش) و جزئي در چندين بخش كه به نظر در جهت رفع مشكلات اين قشر در اولويت قرار داشته و اجرايي به نظر مي رسند بيان مي گردد :
1- حوزه مسكن: يكي از عوامل اصلي گسترش حاشيه نشيني عدم توجه به اقشار كم درآمد در برنامه ريزي كالبدي در بخش شهري مسكن است.از اين رو بايد با تدوين و اجراي برنامه دراز مدت و توسعه درونزا و تغيير ساختار اجتماعي- اقتصادي جامعه و برنامه ريزي شهري و مسكن به اصلاح بافت كالبد فضاهاي حاشيه نشين از جمله مسكن پرداخت.
2- حوزه مسايل حقوقي مبتلابه حاشيه نشيني: مسئله مالكيت زمين و مسكن، عدم احراز مالكيت، تصرف زمين و عدم هماهنگي سازمان ها موجب مشكلات حقوقي شده است. اقدام يكسويه اداره ثبت و صدور سند مالكيت براي متصرفين بدون توجه به ابعاد ديگر و نظر ساير سازمان ها موجب به رسميت بخشيدن متصرفين مي شود.
3- حوزه مسايل مديريتي و خدماتي : عدم ارائه خدمات توسط شهرداري و در عين حال ارائه خدمات توسط ادارات ديگر از قبيل اداره برق و... موجب نابساماني و ناهماهنگي مديريتي در اين مناطق مي شود.
4- حوزه مسايل زيست محيطي : نبود شبكه فاضلاب، رهاسازي زباله، غيربهداشتي بودن مساكن، نداشتن تهويه و سرويس مناسب بهداشتي و فضاي مكفي، تراكم بالاي جمعيت، مصالح نامرغوب در ساختمانهاي مسكوني و... از ديگر نارسائيهاي موجود در مناطق حاشيه اي مي باشد. توسعه بي رويه و نبودن طرح ريزي كالبدي شهر، افزايش ساخت و سازهاي زير ضابطه اي و ناهنجار، رشد بي رويه جمعيت، عدم تناسب بين امكانات موجود و نيازها، ناهمگوني فرهنگي، وضعيت نامناسب اقتصادي غالب ساكنين و... از ديگر ويژگيهاي مناطق حاشيه نشين است.
5- جابجايي و اسكان در مكان جديد: در صورت عدم امكان بهسازي يا نوسازي فضاهاي حاشيه نشين و حفظ اسكاندر آنها بايد به تخصيص، آماده سازي، نوسازي و اسكان جديد جمعيت در فضايي ديگر بپردازيم. در اين راهكار، مساعدتهاي دولت بسيار حائز اهميت بوده و بر خودياري مردم نيز تأكيد مي گردد.
ذكر موارد ديگر بصورت جزئي: ارتقاء سطح كيفي زندگي مردم حاشيه نشين با توجه ويژه به مقولات فقر، محيط زيست و بهداشت،توزيع عادلانه منابع و امكانات مادي،ايجاد مراكز مشاوره، مددكاري اجتماعي ... جهت شناسايي و استفاده از حداكثر تواناييهاي فردي و افزايش سطح سازگاري، حس مسئوليت پذيري و انضباط و منزل اجتماعي افراد، استفاده از مشاركتهاي مردمي در آباداني اين مناطق،افزايش ضريب امنيت انتظامي و اجتماعي، كمك به توسعه و اصلاح خط مشي هاي سياسي، اقتصادي ، افزايش سطح دانش و معلومات با راه اندازي مراكز علمي و دانشگاهي ، پرنمودن اوقات فراغت با برنامه ريزي مناسب و از پيش تعيين شده و تفريحات سالم، ايجاد زمينه هاي اشتغال مولد و پويا، ارائه مطلوب خدمات شهري و فعال نمودن شهرداريها در سازمانهاي مناطق حاشيه نشين، رسميت بخشيدن به مالكيت حاشيه نشين، رسميت دادن به كالبد و منظر فضاهاي حاشيه نشين، تأكيد بر خودياري ساكنين در بهسازي، ايجاد مالكيت مشروط به مفهوم عدم قابليت انتقال مالكيت به شرط پرداخت كليه هزينه هاي ساماندهي دولتي به قيمت روز، . بدين ترتيب پرداختن به مسأله اسكان غيررسمي نه تنها ضرورتي برآمده از ارزشهاي اعتقادي و انساني است بلكه سازگار با منافع اجتماعي و توسعه ملي است. در بررسي هاي تحليل انحرافات اجتماعي بايد به مسائل از ابعاد مختلف توجه نمود و به لحاظ ديدگاه هاي متفاوت مسأله و امور تجزيه و تحليل قرار داد. از جمله بايد به نكاتي مانند: بررسي علل انحراف در ابعاد فردي و اجتماعي، توجه به وجود خرده فرهنگها،توجه به كنترل اجتماعي در جامعه و خانواده، توجه به امكانات موجود در جامعه و محدوديت هاي آن بيشتر توجه گردد.
نتيجه گيري
حاشيه کلان شهرهای ايران نظير تهران، اهواز و مشهد وضعيتی اسفبار و دون شأن انسان به خود گرفتهاند، روند رو به تزايد مهاجرت از روستا به شهر باعث گرديده که مناطقی نه چندان از لحاظ جغرافيايی منفصل با متن اصلي شهر، شکل گيرند، ساکنان اين مناطق جملگی مهاجرانی هستند که در پی دسترسی به منابع مالی و شغلی مناسب به شهر پناه آورنده اند و به علت عدم توانايی مالی برای سکونت در شهر به حاشيه نشین مبدل شده اند.حاشيه کلان اين شهرها برای ادامه حيات به چرخه اقتصادی شهر نياز تام دارد، بدان معنا که حيات اقتصادی حاشيه نشينان تنها در آن صورت محقق میگردد که در واحدهای توليدی و اقتصادی و اداری شهر به کار مشغول شوند و در صورت عدم امکان اين امر بالاجبار درقالب کارگران يدی و روزمزدی روزگار مي گذرانند.در نحوه تعامل اقتصادی اين شهرها با حاشيه نشينان يک رابطه استثماری ديده میشود، اين استثمار که يک استثمار غير تعمدي بوده در چنين فرايندی به منصه ظهور میرسد.سازمان اداری و واحدهای توليدی و تجاری شهرها برای امور خدماتی خود به افرادی نياز دارند، اين مشاغل در نظر ساکنان اين شهرها مشاغلی سطح پايين يا پست ارزيابی میگردند و کسی برای حفظ موقعيت اجتماعي خود حتی فکر به عهده گرفتن آنها را هم به خود راه نمیدهد! حال مهاجری که در جستجوي کار از روستا دل کنده و به شهر آمده است برای گذارن زندگی لاجرم چنين مشاغلی را برعهده میگيرد، به علت ساختار اقتصادی توسعه نيافته کشور، علی رغم طاقت فرسا بودن اين مشاغل دستمزد پرداختی ، تناسبی با اين طاقت فرسايی ندارد، ليکن مهاجر برای گذران امور زندگي از همين حداقل مجبور است آن را بپذيرد. مناطق حاشيه نشين در شهرها هر چند كه به صورت بي رويه و سازماندهي نشده تولد يافته اند ولي از ديد اجتماعي و امنيتي ضروري است كه با شناخت مسايل و مشكلات حاشيه نشينان به طور عام و خاص راه حل هاي اساسي در ارتباط با رفع نيازهاي بهداشتي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اين قشر عظيم كه بصورت بيمارگونه در شهرها بوجود آمده اند،يافته و با برنامه ريزي و عزمي راسخ در پي اجراي آن بود. تا ضمن رفع مسائل و مشكلات فردي، خانوادگي و اجتماعي اين قشر بتوان پاره اي از مشكلات اجتماعي و امنيتي شهرهاي داراي اينگونه حواشي را كاهش داد.
و من ا ... التوفيق
نويد قائدي
www.navidghaedi.blogfa.com
ارسالی از: نويد قائدي
http://www.navidghaedi.blogfa.com



